سبزی صد چمن!
سرخی خون من!
سپیده طلوع سحر!
به پرچمت نشسته!
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستی -م
به هستی _ تو بسته!
ای ایران ، ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان
جور زمان
ای مهر رخشان
ای شیرین ترین رویای من به جهان
در دل و جان
تو بماااااااان!
تو بمان.......
*********
* سلااام! خوبید دوستای گلم؟!
دارم بر میگردم ایران!
وطنم ، با اینکه زیاد دور نبودم اما خیلی دلم براش تنگ شده
!
برای همه چیزش: مردم ، طبیعت ، حتی هوا و بوی دود و ترافیک و شلوغی...
اما بیش تر از همه دلم واسه بوی بارون و خاک بارون زده تنگ شده! 
دلم می خواد وقتی اومدم بارون بگیره! یعنی میشه؟!
خدایا میشنوی؟!
من بارون میخوام ، یه مقدمه خوب برای برگشتنم!
میباری؟!؟!؟
*********
*اما با همه این وجود که خیلی خوشحالم که دارم برمیگردم
از یه طرفی هم ناراحتم که دارم از دوستام جدا میشم 
دوستایی که خیلی وقت نیست باهاشون آشنا شدم
اما انگار صد سال که میشناسمشون!
و از ته_ ته_دلم دوسشون دارم!
دلم براشون تنگ میشه ، واسه همه خاطراتی که با هم داشتیم!
روزای خیلی خوبی که کنار هم بودیم!
سخت ترین روزای زندگیم که با بودن کنار مهربونام 
تونستم تحملشون کنم و پشت سر بزارم!
همیشه لحظه و زمان خدافظی برام سخت بوده.
حالا هم نمیدونم چی بگم دیگه
فقط:9172891351358154825482 ....... دوستون دارم
و هرگزـ هرگز فراموشتون نمیکنم شومبوسیای مهربونم!
**********
* میرم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره دل من مونده پیشت گرچه پاهام مسافره....
// باران //