Valentine و دل های آسمونی...
**می دونی نیاز دلامون پر کشیدنه اما نه تا اوج آسمون٬که تا غروب سرخ هرچی نگاه غمگینه. دلم
میخواد همیشه یه پله بالاتر باشم٬پله ای که من و برسونه به ابرها٬جالبه نه٬وقتی آدم زمینی باشه و
بخواد آسمونی بشه٬دلش زندونی قفسه های تنگ سینه اش باشه و بخواد به اون دوردورا سرک بکشه.
احساس کردی که گاهی اوقات دلت دیگه تو سینه ات بند نمیشه٬همون موقع که دلت میگیره٬همون
موقع که طاقت دلت تموم میشه.از چی یا بهتره بگم از کی؟ از خیلی ها٬از اونایی که به دلت سنگ
میزنن٬فکر میکنن که دلای آدما اگه بشکنه٬میشه یه جوری کنار هم چیدش٬اما تو خوب میدونی٬چینی
بند زده که چینی نمیشه٬دلای ما آدما که....
دلم میخواد٬قاصدک نگاه آدمایی که دوستشون دارم٬رو طلوع بی غروب زندگی سوار شه.ابرهای که
همیشه ما رو یاد تیکه هایی از بهشت میندازن٬همیشه یه جایی کنار دل آسمونیمون باشن.
چتر همه اونایی شم که نمیخوان نم نم اشکای دلواپسی٬رو سجاده بی نیازیشون تر شه.
می بینی خواسته دلای آدما٬همیشه از جنس بلوره٬خود مائیم که به بلور آرزوهامون شکل میدیم
٬جوری که به قالب آرزوهامون درآد.
زندگی ما آدما٬رو گردونه همین آرزوهای کوچیک و بزرگ میگرده. جایی که این
گردونه وایسه٬ما به آرزوهامون میرسیم٬ پس بزار همین جا دعا کنیم:
خدایا!
همه اونایی که دلاشون آسمونیه٬نگاهشون بارونیه٬خنده هاشون بی ریاس٬گریه هاشون رنگ یه دنیا
شبنمه٬ به همه چیزایی که تمنای درونیشونه٬ برسن.
دنیای سبز دوستی ها٬ یه دنیای بی خزونه٬اگه باغبون دلامون دریچه ها رو روی هجوم تردیدها ببنده.ما
برای به یاد هم بودن٬به چند خط نوشته٬یه شاخه گل مریم٬یه عکس یادگاری و خیلی چیزای دیگه نیازی
نداریم.برای اینکه من و تو یاد هم باشیم٬تنها یه خاطره هم میتونه٬خاطره ساز دوستی های ابدیمون
باشه.خاطره کوچیکی از با هم بودن هامون. حالا دیگه تداوم دوستیمون٬دست خودمونه٬به این که چقدر
نسبت به هم صادق باشیم٬بی ریا باشیم و با ایمان.
نمیدونم کجای راه دوستی هستم٬ ابتدا یا نیمه راه٬اما هر جا که باشم٬بذار آینده دوستیمون رو با این
جمله٬زلال کنم که : دوستت دارم٬دوست من!
"مریم گل علیزاده "
"موفقیت "
*این متن رو تو مجله موفقیت خوندم ... دیدم با دل من هم صداست.. دوست داشتم که بنویسم اینجا..
**
یعنی حتی گذشت یک لحظه َش برام به اندازه یه قرن بود.... اما... اما خدای مهربونم...
اون که همیشه و هر جا که باشم... همدم ـ تنهاییام ِ ...
خدای عزیزی که می دونم هر تقدیری که برام در نظر گرفته جز خیر و صلاحم نبوده..
این بار هم کمکم کرد.. کمکم کرد تا این کوه بزرگ و بتونم جا به جا کنم..
کمکم کرد تا بتونم.. بتونم بازم به زندگیم ادامه بدم...
امروز احساس کردم که یه عشق قشنگی تو دلم ِ .. یه انرژی قوی و محکم... همه ی این امید رو بعد از
وجود مامانی مهربونم٬ تنها امید زندگیم و ... خانوادم... از وجود دوستای مهربونم دارم... دوستای عزیز و
مهربونی که فکرشون.. صحبتاشون... و وجودشون برام یه دلگرمی ِ... یه امید ِ به فردایی بهتر...
می خوام امروز که روز عشق و دوستی ِ به همه ی مهربونام بگم که خیلی دوسشون دارم و وجودشون
برام یه دنیا ارزش داره... و آرزو میکنم که هر سال و هرسالی که میگذره
بذر این دوستی بهتر و قشنگ تر و محکم تر و عمیق تر رشد کنه...
این آرزویی ِ که از تهِ تهِ دلم دارم... بازم میگم که خیلی دوستون دارم
وبرام خیلی خیلی مهم و با ارزش هستید....
!Happy Valentine's Day
* خیلی نگرانم... خیلی بیشتر از اون چیزی که میشه گفت... آخه ...آخه یه خار کوچولو رفته تو دست ـ
گل زندگی ـ من....باید دعا کنم.. بیشتر از همیشه... می دونم که خدای مهربون ِ من همیشه تو قلب ِ
من ِ صدای من و میشنوه... و زودِ زود میاد کمکم.... مثل همیشه منتظر اومدنش می مونم...
// باران //
نوشته شده در ساعت 10:22 توسط باران
لینک ثابت |



:
بوس
..)