تبليغاتX
بارون عاطفه

بارون عاطفه
!!!..اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم... هیچگاه... برای آمدنت باران را بهانه نمیکردی...رنگین کمان من

Valentine و دل های آسمونی...

                       

**می دونی نیاز دلامون پر کشیدنه اما نه تا اوج آسمون٬که تا غروب سرخ هرچی نگاه غمگینه. دلم

میخواد همیشه یه پله بالاتر باشم٬پله ای که من و برسونه به ابرها٬جالبه نه٬وقتی آدم زمینی باشه و

بخواد آسمونی بشه٬دلش زندونی قفسه های تنگ سینه اش باشه و بخواد به اون دوردورا سرک بکشه.


احساس کردی که گاهی اوقات دلت دیگه تو سینه ات بند نمیشه٬همون موقع که دلت میگیره٬همون

موقع که طاقت دلت تموم میشه.از چی یا بهتره بگم از کی؟ از خیلی ها٬از اونایی که به دلت سنگ

میزنن٬فکر میکنن که دلای آدما اگه بشکنه٬میشه یه جوری کنار هم چیدش٬اما تو خوب میدونی٬چینی

بند زده که چینی نمیشه٬دلای ما آدما که....


دلم میخواد٬قاصدک نگاه آدمایی که دوستشون دارم٬رو طلوع بی غروب زندگی سوار شه.ابرهای که

همیشه ما رو یاد تیکه هایی از بهشت میندازن٬همیشه یه جایی کنار دل آسمونیمون باشن.


چتر همه اونایی شم که نمیخوان نم نم اشکای دلواپسی٬رو سجاده بی نیازیشون تر شه.


می بینی خواسته دلای آدما٬همیشه از جنس بلوره٬خود مائیم که به بلور آرزوهامون شکل میدیم

٬جوری که به قالب آرزوهامون درآد.

 زندگی ما آدما٬رو گردونه همین آرزوهای کوچیک و بزرگ میگرده. جایی که این

گردونه وایسه٬ما به آرزوهامون میرسیم٬ پس بزار همین جا دعا کنیم:


خدایا!

همه اونایی که دلاشون آسمونیه٬نگاهشون بارونیه٬خنده هاشون بی ریاس٬گریه هاشون رنگ یه دنیا

شبنمه٬ به همه چیزایی که تمنای درونیشونه٬ برسن.


دنیای سبز دوستی ها٬ یه دنیای بی خزونه٬اگه باغبون دلامون دریچه ها رو روی هجوم تردیدها ببنده.ما

برای به یاد هم بودن٬به چند خط نوشته٬یه شاخه گل مریم٬یه عکس یادگاری و خیلی چیزای دیگه نیازی

نداریم.برای اینکه من و تو یاد هم باشیم٬تنها یه خاطره هم میتونه٬خاطره ساز دوستی های ابدیمون

باشه.خاطره کوچیکی از با هم بودن هامون. حالا دیگه تداوم دوستیمون٬دست خودمونه٬به این که چقدر

نسبت به هم صادق باشیم٬بی ریا باشیم و با ایمان.


نمیدونم کجای  راه دوستی هستم٬ ابتدا یا نیمه راه٬اما هر جا که باشم٬بذار آینده دوستیمون رو با این

جمله٬زلال کنم که : دوستت دارم٬دوست من!


"مریم گل علیزاده "
      "موفقیت "


*
این متن رو تو مجله موفقیت خوندم ... دیدم با دل من هم صداست.. دوست داشتم که بنویسم اینجا..


**
امسال سال خوبی نبود برام... سالی که اصلا فکر نمیکردم بتونه بگذرونمش...

 یعنی حتی گذشت یک لحظه َش برام به اندازه یه قرن بود.... اما... اما خدای مهربونم...

 اون که همیشه و هر جا که باشم... همدم ـ تنهاییام ِ ...

خدای عزیزی که می دونم هر تقدیری که برام در نظر گرفته جز خیر و صلاحم نبوده..

این بار هم کمکم کرد.. کمکم کرد تا این کوه بزرگ و بتونم جا به جا کنم..

کمکم کرد تا بتونم.. بتونم بازم به زندگیم ادامه بدم...


امروز احساس کردم که یه عشق قشنگی تو دلم ِ .. یه انرژی قوی و محکم... همه ی این امید رو بعد از

وجود مامانی مهربونم٬ تنها امید زندگیم و ... خانوادم... از وجود دوستای مهربونم دارم... دوستای عزیز و

مهربونی که فکرشون.. صحبتاشون... و وجودشون برام یه دلگرمی ِ... یه امید ِ به فردایی بهتر...


می خوام امروز که روز عشق و دوستی ِ به همه ی مهربونام بگم که خیلی دوسشون دارم و وجودشون

برام یه دنیا ارزش داره... و آرزو میکنم که هر سال و هرسالی که میگذره

 بذر این دوستی بهتر و قشنگ تر و محکم تر و عمیق تر رشد کنه...

 این آرزویی ِ که از تهِ تهِ دلم دارم... بازم میگم که خیلی دوستون دارم

وبرام خیلی خیلی مهم و با ارزش هستید....


!Happy
Valentine's Day


*
خیلی نگرانم... خیلی بیشتر از اون چیزی که میشه گفت... آخه ...آخه یه خار کوچولو رفته تو دست ـ

گل زندگی ـ من....باید دعا کنم.. بیشتر از همیشه... می دونم که خدای مهربون ِ من همیشه تو قلب ِ

من ِ صدای من و میشنوه... و زودِ زود میاد کمکم....  مثل همیشه منتظر اومدنش می مونم...


// باران //


نوشته شده در ساعت 10:22 توسط باران
لینک ثابت |

هستی ِ من تولدت مبارک!

                             
مامانی... مامان ـ مهربونم... عزیزترینم... مامانی... وجودم.. هستی ـ من.. امید ـ زندگی.. 

هروقت که اسم ـ قشنگت رو به زبونم میارم... هر وقت که صدات میکنم...

 آروم میشم.. احساس آرامش میکنم... اصلا به خاطرهمین ـ که یه وقتا الکی صدات میکنم..

که فقط بگی: ـ بله.. که بگی ـ...

میدونی اینقدر برام عزیزی و با ارزش که اصلا نمی دونم با چه کلمه هایی احساسم و بگم..

همیشه با خودم میگفتم و میگم که ما یه روح هستیم در دو بدن... به هرکی میگم می خنده...

ولی واقعیت ـ اینقدر خودم و بهت نزدیک میدونم.. اینقدر راحت درکم میکنی.. که غیر ازاین تعبیری ندارم..

همیشه دلم میخواست  یکی راحت فکرم و بدون اینکه بیانش کنم بخون ـ... تو این کار و میکردی... و من

لذت میبردم... احساس خوشحالی میکنم... و فریادخوشبخت ترینی میزنم که همه ی راز دلم و فکرم تو

قلب مامانیم ـ افتخار میکنم که محرم اسراری مثل فرشته دارم...

تو ناامیدیا.. وقتی که به سنگ میرسم.. وقتی احساس پوچی میکنم..

فقط صدای گرم و مهربون تو با حرفای قشنگت آرومم میکنه...

یه تکیه گاه امن و گرمُ مهربون برای اشکای بی مرزم.. یه تکیه گاهی که وجودش آرامش و دلگرمی میده..

می دونی هرچی فکر میکنم.. با ارزش ترین علت زنده بودنم و پیدا کنم..جز به بودن تو نمیرسم.. جز به

دلگرمیای تو.. جزبه امیدتو.. جز به عشق تو...

خوشحال کردن و خندیدنت یه دنیا برام ارزش دارـ حاضرم به خاطر به دست آوردنش هر کاری بکنم..
 
بهترین هدیه رضایت و لبخندی ـ که به چشمای منتظرم میدی..

اینقدر دوست دارم.. که با احساسش دلم میخواد گریه کنم.. این معنی ـ اشک شادی رو بهم یاد میده..

هر احساسی که بهم میدی... هر گفتارت یه درس زندگی رو برام روشن میکنه... رفتار و برخوردت با

زندگی چراغ راه آینده ی من ـ...

وقتی که نصیحتم میکنی...وقتی باهام حرف میزنی واحساس میکنم که فکرت با من ـ..که برات ارزش

دارم.. که مامانی ـ مهربون ـ خودمی.. اون لحظست که میخوام پرواز کنم.. میخوام دنیارو از شادیم با خبر

کنم.. همه بدونن که این منم.. این منم که با مهربونی یه فرشته دارم بزرگ میشم.. دارم وارد زندگی

میشم... تربیت میشم و اگاه...

وقتی با منی از هیچی نمی ترسم.. از هیچی ـ هیچی.. دلم با قلب ـ مهربونت آروم ـ..مطمئن ـ...

به خاطرهمین ـ یه کم دوریت دوری ـ فکری یا ظاهری... غم تو دلم میاره... اذیتم میکنه..نگرانم میکنه..

یه مریضی ـ کوچولو غم و غصه عالمُ میریزه تو دلم... وقتی خسته ای.. وقتی بار زندگیُ رو دوشت تحمل

میکنی.. منم سنگینیش رو حس میکنم.. منم  دلم می خواد که یه باری ازدوشت بردارم... اما ...

نمیدونم چرا این همکاریم و این احساسم و نمیتونم بیان کنم و نشون بدم.. نمیدونم چه جوری...

بگم که منم میفهمم که چه سختیایی رو تحمل میکنی و سعی داری باهاشون بجنگی تا پیروز بشی و

همیشه قوی بمونی.. منم میخوام کمکت کنم..کمک کنم تا با هم زندگی رو بسازیم..

تا با هم سختیا رو از راهمون برداریم...با همشون بجنگیم تا موفق ترین باشیم..

دست همدیگرو بگیریم با انرژی..و پیش به سوی زندگی جدید... کمکم رو قبول میکنی؟..

مادر
  یعنی یه عشق ساده و به غل وغش.. یه عشق آسمونی.. یه فرشته الهی...

که میخوام همیشه و همیشه و همیشه و همیشه و هـ....... پیشم بمون ـ..
 
مامانی بهم قول بده تنهام نذاری هیچوقت... همیشه پیشم باشی تا با تکیه به قلب مهربونت زندگی

کنم.. و با امید به بودن و حضور گرمت امیدوار باشم به آینده ای روشن...

تنها دلیل بودنم توی.. تنهاو تنها تو... پس گرمای دستت رو بهم بده..

دوست دارم بی شمار و بی اندازه... به اندازه ی تمام آسمون آ و زمین آ و.... همهء هستی...

*
مامانی! بیست تا دوست دارم!
من ریاض رو تو کلاس خانم ... یاد گرفتم
اون از بیست بیشتر به ما یاد نداد
تا همیشه بیست بگیریم
و این تقصیر من نیست که ..
بیشتر دوست ندارم!..
"رامین قاسمی"

با این حال که من بی نهایت دوست دارم.....
   

                                                         تولدت مبارک!

             
    
 *****
نقل مکان کردم.. یه تحول لازم بود...

عزیزم
ممنون که تو این تحول همراهم بودی.. یه دنیا ممنونم و خوشحال!..

// باران //


نوشته شده در ساعت 2:31 توسط باران
لینک ثابت |

تا حالا شده؟...

سلام!
نوشتن برام سخت شده.. اصلا دیگه فکر کردن برام سخت شده... 
یه مدت فکر میکردم با یه تغییر شاید بهتر بشه.. اما فعلا منصرف شدم،تا بعد ببینم چی میشه..
فقط یه سوال دارم...
"تا حالا شدن حتی حوصله زندگی کردن نداشته باشی.. حتی دلت نخواد فکر هم بکنی..؟ "
و اما.......................
*شومبوسیای گلم! مهربونای نازم!
دلم براتون یه ذره شده.... یه جیزغیلی... دیگه طاقتم داره تموم میشه...
واسه دیدینتون روز شماری میکنم... اما دیگه داره تموم میشه این انتظار اگه خدا بخواد...
یه خسته نباشید حساااااااااااااااااااااااااااااااااااااابی هم باید بگم که از هفت خان امتحانا گذشتید..
 تبریک هزار بار تبریک....
                                      
   عاطفه گلم! معلم مهربونم دلم برای درس دادنت ،
     مشقای سخت سخی که بهم میدادی یه ذره شده! 
 
                                                                                                      
                              
         آساره نازم! خواهر عزیزم!
         دلم برای دعاهای قشنگت خیلی تنگ شده !
         محتاج دعاهای از ته دلت هستم...خيلی....
 
 
     محیا جونم! مهربون دوست داشتنی ،
    دلم برای تعریفای قشنگت؛ استدلالای جالبت،
   همه ی مهربونيای بی اندازت..يه ذره شده.. 
 
       مهسا ی قشنگم! شیطون کوچولو!
      دلم برای خنده ها و صحبتای قشگت خیلی خیلی تنگ شده...
 
 
شومبوسیا ی ماه و مهربون! یه دنیا دوستون دارم!خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی! 
مواظب خودتون باشید! که خیلی عزیزید! 
به روش خودمون :
( بوس بوس بوس بوس بغل بغل بغل بغل.... یه عالمه! ..)
**********
هر چی میگذره به روزای حساس و بحرانی کنکور نزدیک تر میشیم...
بالاخره همه یه اضطرابی دارن یه دلهره خاصی رو با خودش داره این اسم کنکور برای همه...
 اما واسه کنکوریای این یه وضعیت دیگه داره...
اما عزیز کنکوری ! همه این روزای سخت و سرنوشت ساز یه روزی تموم میشه.. .
 با امیدو آرزوی اینکه با خوبی و موفقیت تموم بشه...
یه نکته کوچولو و مهم:
"یادت باشه که همیشه برات دعا میکنم..
 بهترین دعاها برای موفقیت تو همه ی زندگی.. همیشه و همیشه... "
(( می توان،
از میان این فاصله ها را برداشت.
دل من با دل تو،
هر دو بیزار از این فاصله هاست. )) 
// باران//

نوشته شده در ساعت 22:39 توسط باران
لینک ثابت |