تا کجا باید رفت....؟!

زندگی جدید..
یه حسه خاصیه...
اضطراب ..نگرانی..
نمیدونم..
جالبه...
استقلال...
تحول...
....
۱۵ مهر ۸۵...
دانشجو... به شماره ی...۸۵۰
سلام!
// باران //
نوشته شده در ساعت 22:10 توسط باران
لینک ثابت |
بارون عاطفه
!!!..اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم... هیچگاه... برای آمدنت باران را بهانه نمیکردی...رنگین کمان من

زندگی جدید..
یه حسه خاصیه...
اضطراب ..نگرانی..
نمیدونم..
جالبه...
استقلال...
تحول...
....
۱۵ مهر ۸۵...
دانشجو... به شماره ی...۸۵۰
سلام!
// باران //
نوشته شده در ساعت 22:10 توسط باران
لینک ثابت |
سعی کن یک مشت آب را دردست بفشاری. خواهی دید که بسرعت ناپدید می شود. اما اگر به آرامی دست ات را در همان آب رها کنی می بینی که با تمام وجود آب را حس می کنی.