یک سال بزرگتر شدم...؟!
مامتولد شده ایم
برای یگانه بودن.
دنیا را سرشار از خوبی ها میبینیم
و هیچ گاه اسیر روز مرگ نخواهیم شد٬
چون در نگاه ما ٬
خورشید از غرب طلوع میکند!!!!
دومین سال از زندگی بدون تو رو هم شروع کردم با امید به اینکه تو همراهمی...
* باید روزه خاصی می بود برام اما...
امسال هم گذشت .. با یه تفاوت هایی...
اولین سالی بود که یه قلب مهربون دیگه هم این روز رو بهم تبریک گفت از این بابت خیلی خوشحالم..
ممنونم که به یادم بودیـ...
** اما مهم تر از همه...
مامان جون مهربونم! خاله عزیزم....! روز شکر نعمت حضور شما هم برام روزای خیلی قشنگ و خوبی بود.. خوشحالم که در کنارم هستید... خیلی دوستون دارم...
مامان جونی ! این نفسای مهربون و الهی ت خیلی با ارزش ـ.. یعنی من اینقدر لیاقت دارم که تو هوای بودن تو زنده باشم؟... خدای بزرگ و عزیزم.. چقدر باید شکر کنم نعمتایی رو که بهم دادی... امید که سال های سال این قدرت رو بهم بدی که شکر گذار این نعمت های بی دریغت باشم...
// باران //
نوشته شده در ساعت 1:30 توسط باران
لینک ثابت |
