مطمئن, امیدوار , شاد و پر از انرژی به سوی موفقیت...
واااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من! خدا ی مهربونم! ازت یه دنیا ممنونم...
ممنونم که این حس قشنگ رو بهم هدیه کردی...
لحظه ای که از ته ـ ته ـ قلبم گرمای مهربونیت رو احساس کردم... لحظه ای که وجود بی همتایت رو با ذره ذره وجودم حس کردم... خودت بودی که مهربونم رو همراهت آوورده بودی که من تنها نباشم که دلگرم باشم با اطمینان... لحظه ای که لبخند رضایت و امید رو تو صورت مهربون مسافرم دیدم .. کاملا باور کردم که همیشه پیشمه هر لحظه همراهمه و کمکم میکنه و ازم انتظار داره که مایه سربلندی و افتخارش باشم.. لحظه ای که اشک شوق خودم و هستی ـ زندگیم به امید آینده ای درخشان توی اون حالت معنوی جاری شد.. فهمیدم که خودت پیشمی و صدای قلبم ما رو شنیدی که خودمون رو سپردیم دست تو.. اومدی که امانتمون رو بگیری و همراهیمون کنی.... قشنگ تر از این لحظه ها ... قشنگ تر از این هدف و امید ها هم مگه وجود داره؟ بزرگتر از این هدفی هست که همه سعی و تلاشت رو بکنی برای این که جواب اعتماد و لبخند رضایت مادر مهربون و پدر حامی -ت رو بدست بیاری؟.. لحظه ای قشنگ تر از این وجود داره که ببینی باعث افتخار و سربلندی فرشته های زندگیت شدی؟... تو امید بدست آوردن همه ی این قشنگی ها رو تو قلبم روشن کردی.. پس خدایا به امید تو شروع میکنم... خودم رو به دست تو می سپارم و لحظه به لحظه با وجود فرشته هایی که بهم دادی و برام میفرستی خوشحال تر از همیشه جلو میرم... پیش به سوی موفقیت...
" لحظه ها آرام گیرید ... می خواهم در شما زندگی کنم ! "
// باران //
نوشته شده در ساعت 23:57 توسط باران
لینک ثابت |
