برگشتم...سلام زندگی!
خدایا!
معبود من!
تو به همه چیز آگاهی
پس به امید آنکه خواست تو
همواره تحقق پذیرد.
معبودم!
در اندوه و شادی
بادا که خواست تو تحقق پذیرد.
سلام!
سخته.. سخته... نمیدونم چجوری بنویسم . حتی نمیدونم بنویسم یا نه؟!
ولی نه نمیشه وقتی نمینویسم انگار یه چیزی گم کردم...
قبل از اینکه کنکور بدم میگفتم وقتی تموم شد زندگی جدیدم و شروع میکنم خودم زیاد باور نداشتم به حرفم یعنی زیاد جدی نمیگرفتمش اما....
الان واقعا احساس میکنم زندگیم عوض شده کاملا احساس میکنم بزرگتر شدم دیدم نسبت به زندگی و اطرافم عوض شده... خوشحالم. به نتیجه کنکور هم اصلا فکر نمیکنم .. فقط و فقط خوشحالم که تموم شد .. اصلا دلم برای مدرسه تنگ نشده آخه مدرسه ای نبود که احسلس دلتنگی محیط صمیمیش رو بکنم ... ولی یه حس ـ خاصیه ۱۲سال پشت اون نیمکتا نشستن و ... شاید اگه این سال آخر نبود آرزوی برگشتن میکردم ولی الان هرگز!
هر لحظه بیشتر تشنه ی مهربونی و گرمی دستات میشم....
یکی بهم گفت تو احساس خلاء عاطفی نمیکنی؟! نمیدونم اون لحظه چرا حرفش برام مسخره بود .. اما الان یه جورایی درکش میکنم گرچه تو دریای عشق و مهربونی ِ هستی -م غرق م ولی باز هم.....
***
زندگی رو فقط به این میشناسیم که :
به دنیا بیایم
مدرسه
مدرسه
دانشگاه
ازدواج
کار
پدر و مادر شدن
کار
...
....
مرگ!
همین؟!
واقعا هدفمون چیه؟؟؟؟
** میخوام که عشقت رو لمس کنم... نزدیک تر بیا!
*
این همه بر خود سخت مگیر . Don't be too hard on yourself
کمی مهربان باش , Be a little more compassionate
کمی بیشتر عشق بورز. .a little more loving
"اوشو" "osho"
// باران //
نوشته شده در ساعت 16:29 توسط باران
لینک ثابت |